ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 | 31 |
صبح وقتی بیدار شدم هنوز هوا تاریک بود ، خوابم می آمد و دلم می خواست بخوابم . زیر لب به عالم و آدم بد و بیراه می گفتم و از اینکه تازه به وسط هفته رسیدیم عصبانی بودم . وقتی از خانه بیرون آمدم طبق عادت گوشیم را چک کردم ، دوستم عکس مسافرت آخر هفته را گذاشته بود اینستاگرام ، آخرین عکسمان را ! می دانستم که هنوز همگی خوابند ، کامنت گذاشتم : بخوابید که من بیدارم ! بعد یکهو یادم افتاد به خاطره ای که همین دوست در مورد نیروی دریایی ، زیردریایی و ماموریت هایشان گفت .
ا. می گفت : 45 روز زیر آب هستند ، در عمق 160-170 متری ، حتی نمی توانند بایستند ، حتی دستشویی ندارند و باید جوری تنظیم کنند که برای یکبار در شبانه روز که به سطح آب می آیند کارشان را انجام دهند !! 45 روز نور خورشید ندارند ، هوای تازه ندارند ، ارتباطاتشان با دنیای بیرون صفر است و حقوقشان به نسبت کارشان بسیار ناچیز و تنها پیامشان به مردم ایران موقع تدوین حذف می شود چرا که می گوید : به مردم ایران بگویید آسوده بخوابند که ما بیداریم ! ا. حتی موقع تعریف این خاطره بغض می کند ، همه مان یکجوری می شویم و من همان وقت یادم می افتد به نمایش رادیویی نشانی قلب من است و داستان پیش مرگهای کرد و فکر می کنم که اینها هم پیش مرگ هستند ، که اینها خیلی فداکارند و عاشق ، که اینها خیلی قابل احترامند حتی اگر حرفهایشان موقع تدوین قیچی شود و مردم ایران هیچ وقت نشوند ...
آخی

خیلی دلم سوخت
میگما
چه دوستهای جالبی داری!
یکیش من!!
اون که البته !! تازشم از همه شون بهتری بانو
اون که برای دفاع از وطنش بپامیخیزه حرمتش خیلی زیاده حتی اگر حرفشون قیچی بشه و کسی نشنوه .
دمشون گرم .
واقعاً