ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 | 31 |
خواستم از همین جا به مسئولین بگویم:
"برج میلاد، میدان آزادی، کوه هایِ اطراف و ... هنوز توی هاله ی خاکستری دود و دم گم هستند!"
خواستم از همین جا بگویم :
"کمی گوش هایتان را تیزتر کنید، می شنوید صدای سرفه های خشک مردم را! صدای ناله های آدم هایی که روی تخت های بیمارستان ها با هزینه های کمرشکن دارند با مرگ دست و پنجه نرم می کنند و روز به روز بیشتر و بیشتر می شوند!"
خواستم اعلام کنم :
"تعطیلی مدارس یک مسکن موقتی است، لطفاً به فکر درمان باشید!"
دلم خواست از همین جا، به همین اندک مخاطبانی که دارم بگویم :
"هیچ اتفاقی نمی افتد اگر با ماشین های شخصیتان نروید سرکار، نگوید مگر فقط با من مسئله حل می شود! باور کنید که با همین یک نفرها هم حل می شود!"
گاهی باید از خودمان شروع کنیم!
اخ درکتون میکنم:( برای ما تابستونا دیدن آبیِ آسمون ارزو میشه:(( واقعا نمیدونم چرا تهرانی ها به فکر خودشون و عزیزانشون نیستن! اینهمه کمپین فلان و بهمان تشکیل میدن خب یه کمپین استفاده نکردن از خودروی شخصی و مبارزه با الودگی هم تشکیل بدن:((
پرونده ی تهران بستس یبار 3روز پشت سرهم بارون میومد هوا تمیز بود صبحش خودرو های تو خیابون تو یک ساعت هوا رو کردن مثل اولش این یعنی فاتحه ی تهران خوندس تا موقعی که یک مشت ابلهِ مادرزاد مسئولیت دارن هیچ کاریش نمیشه کرد میگی چرا؟
تو ازبکستان ساختو ساز ممنوعه بیشتر خونه هاش مخصوصآ تو پایتخت یه طبقس مجوز ساختو سازو برج سازی و تراکم هیجوره نمیدن بخاطر همین و اینکه موتور سیکلت ممنوعه ترافیک و آلودگی هوا ندارن و یه مسئله ی جالبتر تو ازبکستان اینه که مهاجرت و مسافرت الکی بین شهری ممنوعه و پاسپورتیش کردن به سختی میتونن نقل مکان کنن به پایتخت و شهرای دیگه. جالبشم اینجاس اسلام کریموف ۲۰ سالِ رئیس جمهور ازبکستانه این همه تدبیر بخرج داده اونوقت اینجا این همه رئیس جمهور عوض شده با شعارهای خوشگل خوشگل که 100 روزه ایران رو گلستان میکنیمو این حرفا ولی هر بار هم بی تدبیری بیشتر شده اونقدر که مورد داشتیم غذاهایی که برای گربه تو راهروشون میذاره رو بچه 3 ساله همسایه بر میداره میخوره گربهه هم شده مثل نی قلیون!
وضعیت هوا : آلوده و بحرانی
وضعیت آب : تموم شد! نداریم دیگه! بحرانی بحرانی و بحرانی!
وضعیت کار، مسکن ، اشتغال : وضعیت؟؟! یعنی چی؟ گشتم نبود، نگرد که نیست!
وضعیت ساخت و ساز در پایتخت : تا دلت بخواد، اونم نه درست و درمون، بساز و قد خون بابات بنداز!
وضعیت خودرو : امکانات؟؟! آپشن؟؟! ایمنی ؟؟؟! چه توقعا؟؟!
وضعیت ...
و در نهایت نمیشه همه چیز رو انداخت گردن دولت!
آقا باید از خودمون شروع کنیم
وقتی ملت ما با علم به اینکه خودروهای ساخت داخل هیچ تناسب منطقی بین قیمت و کیفتشون نیست و با وجود ان تا کمپین خودرو نخریم و با سود بالای وام بانکی، حمله می کنند برای ثبت نام ماشین قسطی جوری که از ظرفیت پیش بینی شده بالا می زنه، توقع داریم چیزی درست شه؟؟!
فقط دولت میتونه جلوی ساخت و ساز های بی رویه و گسترش تهران رو بگیره تا وقتی که ساختو ساز بشه جمعیت تهران بیشتر و در نتیجه آلودگی هم بیشتر میشه
اطرافیان محمدرضا شاه خیلی بهش میگفتن تهران رو انقدر گسترش نده جمعیت 4میلیونی تهران بیشتر و چون تهران دور تا دورش کوهِ هواش مسموم میشه و رو گسل هم هست خطرناکه ولی توجه نکرد حالا تهران به جهنم تبدیل شده و سیاسون ابله هنوز دارن تهران رو گسترش میدن و مجوز فله ای برای ساخت و ساز صادر میکنن اونم نه با تراکم کم زمان شاه با تراکمی که فقط باید 10 طبقه زیر زمین درست کنن تا برج پارکینگ کم نیاره!
فکر کنم اول باید مشکل اشتغال رو تو شهرستان ها حل کنن
مشکل زمین و آب و دام رو تو روستاها
اکثر روستایی ها به خاطر معضل کم آبی دیگه نمی تونن کشاورزی کنن و چون کار دیگه ای ندارن مجبورن مهاجرت کنن به شهرها
تمام مهاجرتها به تهران به خاطر بی شغلیِ
مردم به خاطر کار حاضر می شن پی غربت و دوری از خانواده رو به تنشون بمالن و بیان تو تهرانی که این روزا تبدیل شده به یه پارکینگ آلوده!
شهرداری توی غرب تهران تراکم میده 20 طبقه و 30 طبقه بدون اینکه به این فکر کنه وزش باد و از بین رفتن آلودگی در تهران از سمت غربِ و این برج های غول پیکرِ زشتِ ترسناک عامل مرگِ تهران و مردمش هستن
تازه جالبه که از نظر جمع جمیعی از مردم تهران با این آسمون خراش ها شهر با کلاس تری دیده می شه
کاشکی همه مثل تو فکر میکردن
مردم اگه خودشون به فکر خودشون نباشن چه انتظاری از دولت میره
هر شهروند تهرانی اگه احساس مسئولیت کنه و حداقل واسه بیرون رفتن از وسیله شخصی استفاده نکنه یکم اوضاع بهتر میشه
اینجا هم تابستوناش وحشتناک میشه البته گردوخاک نه دود
فقط همین امروز یه عالمه خودرو تک سرنشین دیدم که بی خیال نسبت به خودشون و بقیه تو خیابون های این شهر رانندگی می کردن