ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | |
7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 |
14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 |
21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 |
28 | 29 | 30 | 31 |
بالاخره می روم سفر . رفتن به شمال انتخاب من نبود اما ظاهراً گزینه ی دیگری هم وجود نداشت . سفر کردن را دوست دارم و همیشه وقت سفر هیجان زده ام ، اما حالا هیچ احساسی ندارم. فقط امیدوارم که خوش بگذرد و حال و هوایم عوض شود ، جاده هم خیلی شلوغ نباشد ...
می دانم چشمانت با من چه میکند

فقط وقتی که نگاهم میکنی
چنان دلم از شیطنت نگاهت می لرزد
که حس میکنم چقدر زیباست
فدا شدن برای چشمهایی
که تمام دنیاست
یه سری به وب ما هم بزن
تبادل لینک
به نظرم اصلا مهم نیست وبلاگت چند تا خواننده و چند تا کامنت داشته باشه ، مهم اینه که نوشتن حالت رو خوب کنه ، مهم اینه که بتونی چند تا دوست وبلاگی خوب داشته باشی
می دونم که احتمالاً این جواب رو نمی خونی اما ای کاش بدون خوندن پست هام واسه م کامنت نمی ذاشتی...
کار خوبی میکنی
ممنون
انشالله سفر خوش بگذره
تازگی یه طنزی خوندم که تو همین گروه های اجتماعی ردوبدل می شد، نوشته بود ما ایرانیا تنها مردمی هستیم که میریم سفر تا استراحت کنیم اما تا از سفر برمی گردیم باید دوروز خستگی همون سفر رو در کنیم
یه چیزی شبیه این بود
امیدوارم برای شما اینطور نباشه و نیاز به خستگی درکردن مسافرت نداشته باشید
منم امروز بدم نمی اومد صبح یکی دو ساعت بیشتر می خوابیدم ولی خدا رو شکر شاد و پر انرژیم